مقدمه: رشد انفجاری کسبوکارهای پلتفرمی
[1]آمارها نشان میدهد که کسبوکارهای پلتفرمی دیجیتال در سالهای اخیر با رشد انفجاری مواجه بودهاند. به عنوان مثال اوبر از نخستین سفر در سال ۲۰۱۰ تا ژوئن ۲۰۱۸ بیش از ده میلیارد سفر جهانی ثبت کرده است. همین روند رشدی در ایران نیز مشهود است. بهعنوان مثال، سرویس تاکسی اینترنتی اسنپ ظرف چند سال سهم بیش از ۸۵٪ بازار را بهدست آورده و حدود ۱.۵ میلیون راننده فعال دارد[2]. کسبوکارهای پلتفرمی از اثرات شبکهای قوی برخوردارند؛ برای نمونه، اوبر و نمونههای مشابه با تزریق بودجههای هنگفت و ارائه سفرهای رایگان یا تخفیفهای تشویقی، پلتفرم را به سرعت گسترش میدهند[3]. این استراتژیها، که در عمل منجر به «یارانهگذاری رشد» میشوند، بر این امید استوارند که با جذب سریع کاربران جدید و ایجاد وابستگی شبکهای، هزینههای اولیه جبران شود[3][4]. در این مرحله، تصویر ذهنی مصرفکننده از پلتفرم مثبت و نوآورانه است، اما با بزرگ شدن مقیاس و عادی شدن خدمات، چالشها و نواقص مدل کسبوکار پلتفرمی آشکار میشود. در این گزارش، ابتدا زمینه و چالشهای نوظهور کسبوکارهای پلتفرمی را بررسی میکنیم، سپس کمپینها و اعتراضات کنونی علیه این پلتفرمها را تجزیه و تحلیل کرده و عوامل مؤثر در شکلگیری آنها را میشناسیم. در ادامه، چگونگی تعامل دولت، مردم و شرکتهای پلتفرمی در اکوسیستم این کسبوکارها را مرور کرده و در نهایت راهحلها و پیشنهادهایی برای رفع مشکلات ارائه میدهیم.
دلایل شکلگیری اعتراضات
[5]گزارشها نشان میدهد که تنها بین ژانویه ۲۰۱۵ تا ژوئیه ۲۰۱۹ بیش از ۳۲۴ تجمع و اعتراض کارگران پلتفرمی در سراسر جهان گزارش شده است[5]. این اعتراضات دلایل متعددی دارند که از دیدگاه کلی میتوان آنها را در چند محور اصلی خلاصه کرد:
- وابستگی به پلتفرم و اثرات شبکهای: ساختار کسبوکار پلتفرمی به گونهای است که همزمان دو سوی بازار (مثلاً راننده و مسافر، یا تحویلدهنده و خریدار) را به هم وصل میکند. با رشد تعداد کاربران، اثرات شبکهای قویتر میشوند، بهطوری که هم رانندگان و هم مسافران را در پلتفرم «گرفتار» میکند. در چنین سیستمی، برخلاف بازارهای سنتی، امکان خروج آسان کاهش مییابد؛ دادههای مالی و کاری رانندگان و کاربران در پلتفرم باقی میماند و هرچه شبکه بزرگتر شود، هزینه و دشواری ترک آن نیز بیشتر میشود[6]. این وضعیت منجر به احساس کنترلپذیری بالای پلتفرم و کمبود جایگزین واقعی برای کاربران میشود و اگر انتظارات مالی یا خدماتی برآورده نشود، خصومت سازندهای در میان رانندگان و کاربران شکل میگیرد[7][8]. بهعنوان نمونه، در این مطالعه آمده است که بیش از ۷۵٪ کاربران نگران افزایش احتمالی کارمزدها هستند و ۴۲٪ معتقدند که سود اصلی پلتفرمها به سهامداران یا سرمایهگذاران میرسد نه خودشان[8]. عدم امکان «ترک بازار» (exit) و فقدان قدرت چانهزنی، یکی از مهمترین موتورهای پدید آمدن اعتراضات جمعی در اقتصاد پلتفرم است.
- سیاستهای بازاریابی و یارانهگذاری اولیه: شرکتهای پلتفرمی برای غلبه بر مشکل «شروع سرد» (یافتن همزمان عرضه و تقاضا) از بودجههای گسترده بازاریابی استفاده میکنند[3]. اوبر نمونهای معروف است که سالها کاربران را با تخفیفها و سفرهای رایگان جذب کرد و حتی رانندگان را بالاتر از نرخ بازار پرداخت نمود تا شبکهای از کاربران وفادار بسازد[3]. اما این استراتژی هزینهبر است و وقتی که پلتفرم پس از تثبیت جایگاه خود تلاش میکند از یارانهگذاری بکاهد و به کسب سود بپردازد، نارضایتی مصرفکنندگان بروز میکند. پژوهشها نشان میدهد که «پلتفرمها در جهان وب۲ با پول نقد رشد میکنند و وقتی این یارانهها قطع شوند، کاربران اغلب منصرف میشوند»[4]. به بیان دیگر، وقتی مشتری به خدماتی عادت کرد که مزایای مالی مضاعف دارد، بازگرداندن تعرفه به حالت سودآوری عادی میتواند باور او را نسبت به «تصویر رفاه» پلتفرم خدشهدار کند.
- استثمار نیروی کار و فقدان حمایت قانونی: بسیاری از رانندگان و تحویلدهندگان در پلتفرمها با دستمزدهایی زیر سطح زندگی و حداقل مواجهاند[9]. در محیط پلتفرمی، این افراد رسماً «پیمانکار مستقل» محسوب میشوند و از حمایتهایی مانند حداقل دستمزد، بیمه یا مرخصیهای شغلی محروم میمانند. در عین حال، آنها هیچ کنترلی بر قراردادهای اساسی خود ندارند؛ پلتفرمها الگوریتمهایی دارند که بدون شفافیت، میزان دستمزد یا کمیسیون نهایی را تعیین میکنند و به این ترتیب رانندگان در فضای تاریکی درباره محاسبه حقوق خود قرار میگیرند[10]. نتیجه این شرایط، خطرهای شغلی و مالی فراوانی است: در گزارش «تله گیگ» دیده شده که بسیاری از کارگران پلتفرمی پس از کسر هزینهها درآمدی در حد یک سوم حداقل دستمزد فدرال آمریکا دارند[11] و نیمی از کسانی که «حذف حساب کاربری» (دیاکتیواسیون) شدهاند، پس از مدتی متوجه میشوند بیدلیل اخراج شده بودند[12]. این مشکلات، احساس ناامنی و سرخوردگی را در میان کارگران افزایش میدهد و آنها را به اقدام جمعی ترغیب میکند.
- تقابل با ذینفعان سنتی و قوانین: پلتفرمهای دیجیتال گاهی در تعارض با نهادها و کسبوکارهای سنتی قرار میگیرند. برای نمونه، اتحادیه رانندگان تاکسی در اروپا در سالهای اخیر اعتراضات گستردهای علیه اوبر و سایر خدمات سوارییاب راهاندازی کردهاند[13]. همافزایی شبکهای که پلتفرمها ایجاد میکنند، باعث برتری هزینهای آنها میشود و رانندگان سنتی را در موقعیت رقابت ناعادلانه قرار میدهد. در ایران نیز نمونههایی دیده شده است: برخی رانندگان اسنپ و تپسی از ایجاد یک سرویس تاکسی اینترنتی زیرمجموعه شهرداری (با نام «خودرو سرویس شهر») بهعنوان رقیبی نابرابر گلایهمند شدند و اعتراض کردند که این شرکت عملاً رقیب مستقیم آنها شده است[14]. ورود دولت به شکل حمایت یا دخالت مستقیم (مثلاً راهاندازی رقیب دولتی) در برخی موارد باعث اختلاف و اعتراض بخش غیردولتی شده است.
- حساسیتهای اجتماعی و فرهنگی: گاهی مسایل ایدئولوژیک یا فرهنگی به قضایای پلتفرمی وارد میشود. بهعنوان نمونه در ایران، برخورد یک راننده اسنپ با یک مسافر زن که به رعایت حجاب تذکر داد، موجب برانگیختن احساسات عمومی شد؛ کاربران شبکههای اجتماعی با هشتگ «#تحریم_اسنپ» فراخوان دادند و بسیاری اپلیکیشن را حذف کردند[15]. این اتفاق نشان داد که یک اختلاف جزئی (در حوزه یکی از هنجارهای اجتماعی کشور) میتواند به کمپین عمومی علیه یک برند پلتفرمی منجر شود.
به طور کلی، ترکیبی از عوامل تجاری (مدل پلتفرمی، یارانهگذاری اولیه، نحوه تعیین نرخها)، روابط کار (دستمزد و حقوق کارگری)، مسائل حکمرانی (رقابت با ذینفعان دیگر و دخالت حکومت) و شرایط اجتماعی، موج اعتراضات کنونی را پدید آورده است. البته نارضایتیهای مردمی و کارگری مختص ایران نیست؛ گزارشهای جهانی نیز تأکید میکنند که دستمزد پایین، وضعیت شغلی مبهم و شرایط کاری سخت جزو رایجترین دلایل خشم در «اقتصاد گیگ» هستند[16].
تعامل دولت، جامعه و کسبوکارهای پلتفرمی
برای مدیریت چالشهای یادشده، تعامل هماهنگ میان دولت، شهروندان و شرکتهای پلتفرمی ضروری است. هر یک از این بازیگران نقش متفاوت اما مکملی دارد:
- نقش دولت و قانونگذاری: دولتها باید مقرراتی شفاف و منصفانه برای حُسن عملکرد پلتفرمها وضع کنند. این شامل تعیین چارچوبهای کارگری و تأمین اجتماعی برای رانندگان و تحویلدهندگان، مقررات ضدتبعیض و حفظ حریم خصوصی کاربران، و تضمین رقابت عادلانه بازار است. بهعنوان مثال، کنفرانس جهانی کار (ILO) در بیانیه سال ۲۰۲۲ خود حق تشکلیابی، دستمزد منصفانه و حداقلهای ایمنی را برای همه کارگران از جمله کارگران پلتفرم تضمین کرده است[17]. در بسیاری از کشورها نیز حرکتهایی در جهت اصلاح قوانین مشاهده شده است؛ برای نمونه، قانون شناسایی رانندگان اوبر در کالیفرنیا (موسوم به AB5) صراحتاً طبقهبندی آنان را از پیمانکار آزاد به کارمند تغییر داد تا از حقوق پایهای آنها حمایت شود[18]. دولت میتواند با اعمال مقرراتی مانند سقف نرخ کمیسیون یا الزام به ارائه بیمه پایه، فضای تنظیمشدهای ایجاد کند که در آن زایای مدل پلتفرمی به منافع عمومی نزدیکتر باشد. همچنین مراجع نظارتی باید به توسعه حملونقل سبز و همگانی کمک کنند و از اقدامات یکسانسازی قوانین (مانند طرح تنظیم بازار سفر اینترنتی اتحادیه اروپا) حمایت نمایند تا از آشفتگی قانونی جلوگیری شود[13].
- کنشگری مدنی و مصرفکنندگان: مردم و کارکنان پلتفرمها نیز در این اکوسیستم نقش ایفا میکنند. کارگران پلتفرمی میتوانند با تشکیل اتحادیههای صنفی یا تشکلهای رسمی، خواستار حقوق شغلی و مذاکرات دستهجمعی شوند. هرچند کسبوکارهای پلتفرمی اغلب تعهد به اعتراف به این اتحادیهها ندارند، ولی مطالبه جمعی مانند کارزاری که رانندگان اسنپ در ایران برای افزایش کرایهها راه انداختند نشان میدهد که به هم پیوستن کارگران میتواند قدرت چانهزنی آنها را بالا ببرد[19]. از سوی دیگر، مصرفکنندگان هم میتوانند با مطالبه شفافیت (مثلاً در نحوه محاسبه کرایه و امتیازدهی) و استفاده از ابزارهای رسانهای اعتراضی (مانند کمپینهای تحریمی یا اجتماعی) به پاسخگویی پلتفرمها فشار وارد کنند. همانطور که در مثال اسنپ دیدیم، شبکههای اجتماعی و هشتگها میتوانند آگاهی عمومی را جلب و پلتفرم را وادار به پاسخگویی کنند[15]. از این منظر، بهبود «هویت برند» پلتفرمها در افکار عمومی وابسته به رفتار پاسخگو و مسئولیتپذیری آنان نیز هست؛ هرچه کاربران احساس کنند پلتفرم برای مسائل اجتماعی و حقوق کارگران خود ارزش قائل است، اعتمادشان حفظ میشود.
- مسئولیتپذیری شرکتهای پلتفرمی: در نهایت شرکتهای پلتفرم باید از نگاه یکسویه صرفا «تسهیلگر» فراتر روند و نقش «ناظر بازار» را نیز بپذیرند. این یعنی نه تنها ایجاد زیرساخت فنی، بلکه تضمین عدالت در معامله، شفافیت الگوریتمی، توجه به ایمنی و سلامت کاربران و کارگران، و پرداخت منصفانه حقوق. بسیاری از شرکتهای بزرگ جهانی در سالهای اخیر به این ضرورت پی بردهاند؛ مثلاً چند پلتفرم مطرح (از جمله اوبر، کبیفای و پستمیت) به منشور جهانی «کار خوب در پلتفرمها» ملحق شدهاند که به موضوعاتی مثل تعیین دستمزد معقول، تنوع، امنیت و حمایت اجتماعی میپردازد[20][21]. این اقدامات خودتنظیمی میتواند به تدریج چارچوبی برای مسئولیت اجتماعی در اقتصاد پلتفرم بسازد. همچنین بهبود حاکمیت پلتفرم (مانند شفاف شدن معیارهای امتیازدهی و مراتب اخراج حسابها) از مواردی است که شرکتها باید جدی بگیرند؛ به عنوان نمونه، گزارشها حاکی است بسیاری از رانندگان از اینکه بیدلیل توسط الگوریتم پلتفرم تعلیق میشوند و هیچ راه شکایتی ندارند، گلایه دارند[12]. پاسخگویی به این انتقادات داخلی (از سوی خود کارکنان) میتواند تصویر برند را تقویت و بار انتظارات منفی را کم کند.
در مجموع، برقراری تعادل در این اکوسیستم نیازمند جفت کردن سیاستگذاری عمومی (حمایت از حقوق کارگران، تضمین عدالت رقابتی و تنظیمگری موثر) با کنشگری مدنی (اتحادیهها و مطالبه حقوق) و پاسخگویی شرکتی (مسئولیتپذیری اجتماعی و حاکمیت شفاف) است. در این فرایند، ایجاد دیالوگ مستمر میان دولت، کسبوکارها و نمایندگان جامعه مدنی – همانطور که نهادهایی نظیر سازمان جهانی کار توصیه میکنند – از اهمیت بالایی برخوردار است[17][22].
پیشنهادها و راهحلها
برای کاهش تنشها و حل مشکلات پلتفرمهای دیجیتال در ایران (و مشابهات جهانی)، میتوان اقدامات زیر را در نظر گرفت:
- اصلاح قوانین کار و مالیاتی: تکلیف شغلی رانندگان و تحویلدهندگان پلتفرمی باید روشن شود. مانند بسیاری از کشورها، قانونگذار میتواند با تعیین معیارهای شفاف (مانند قانون AB5 کالیفرنیا) سازوکار لازم برای برخورداری دستمزد منصفانه، بیمه و مزایای اجتماعی را فراهم آورد[18][17]. همچنین بازنگری نظام مالیاتی و بیمهای قدیمی برای پذیرش مدلهای پلتفرمی ضروری است؛ بهعنوان مثال، کاهش نرخ بیمه کارگران پلتفرمی یا ایجاد صندوقهای حمایتی ویژه میتواند بار مالی آنان را سبک کند.
- تبیین مقررات حاکمیت داده و الگوریتم: دولت و نهادهای تخصصی باید چارچوبهای حاکمیت فناوری را تعیین کنند تا پلتفرمها در نحوه استفاده از دادههای رانندگان و کاربران مسئول باشند. الزام به شفافیت در الگوریتم تخصیص سفر، فرمول محاسبه کرایه و فرایند رفع تعلیق حساب، به اعتماد عمومی کمک میکند. قوانین حفاظت از دادههای شخصی (نظیر GDPR در اروپا) نیز باید شامل کارگران پلتفرمی شود و امکان گزارشدهی و بازرسی مستقل را فراهم آورد.
- ترویج شرکتهای تعاونی پلتفرمی: توجه به مدلهای جایگزین اقتصادی میتواند به کاهش تنش کمک کند. مطالعات نشان میدهد پلتفرمهای تعاونی – که در آن کارگران خود مالک و مدیر پلتفرم هستند – میتوانند بهویژه در بخشهایی مانند خدمات تاکسی و مشاغل تخصصی موفق عمل کنند[23]. در نتیجه، دولت و بخش خصوصی میتوانند با حمایت از بنیانگذاری استارتاپهای پلتفرم تعاونی (از طریق تسهیلات مالی یا مشاوره حقوقی)، شرایط یک انتخاب جدید را برای کارگران فراهم آورند تا در مقایسه با مدل سرمایهمحور فعلی، انگیزه و پایداری اقتصادی بیشتری داشته باشند.
- بازنگری در سیاستهای تعرفه و رقابت: دولت باید ضمن مقابله با ورود رقیب نامنصفانه (مثلاً ایجاد سرویس دولتی فاقد منطق بازار آزاد)، نرخگذاری عادلانه پلتفرمها را نظارت کند. در صورت ضرر دهی مداوم به رانندگان به واسطه کاهش کمیسیونها یا تغییر سیستم پاداش، بایستی بازنگریهای دورهای صورت گیرد تا سهم رانندگان متناسب با هزینههای واقعی زندگی باشد[19]. در عین حال، جلوگیری از انحصارگرایی (مثلاً با نظارت بر ادغامهای بزرگ یا جلوگیری از انحصار پلتفرمی) در ایجاد شرایط رقابت سالم موثر است.
- آموزش و آگاهیسازی: بهمنظور کاهش سوءتفاهمها، برنامههای آموزشی برای کاربران و رانندگان در مورد حقوق و مسئولیتهای پلتفرم ضروری است. این آموزشها میتواند از طریق کارگاهها، اطلاعرسانی رسانهای و گنجاندن دورههای مربوط به اقتصاد دیجیتال در مدارس و دانشگاهها پیگیری شود. با افزایش «سواد دیجیتال» و شناخت مدلهای پلتفرمی، هم مصرفکننده و هم عرضهکننده بازار به تصمیمات آگاهانهتری دست خواهند زد و از کمپینهای احساسی پرهیز میشود.
تلاش هماهنگ در این راستا باعث خواهد شد به جای تقابل، تعامل راهبردی ایجاد شود. بهطور مثال، تجربههای بینالمللی نشان میدهد که وقتی دولت و فعالان مدنی به جای فشار مخرب، در میزگردهایی همچون ائتلافهای چندجانبه (همراه با پلتفرمها) مشارکت کنند، امکان تدوین «اصول مشترک» برای استانداردهای کاری فراهم میشود[24][21]. برقراری چنین توافقهای داوطلبانه که در آنها شرکتهای پلتفرمی متعهد به حقوق حداقلی و تعامل سازنده میشوند، میتواند خلأ قانونی فعلی را تا حدی پر کند.
نتیجهگیری
در اقتصاد دیجیتالی امروز، شرکتهای پلتفرمی نقش چشمگیری در تحول بازارها و زندگی روزمره یافتهاند. این رشد سریع اما بدون چالش نیست؛ چنانکه هم کاربران و هم کارگران پلتفرمی نسبت به پیامدهای اجتماعی و اقتصادی آن حساسیت نشان داده و خواهان اصلاحاتی شدهاند. تجربه ایران با اوبر/اسنپ و نیز نمونههای جهانی نشان میدهد که تبلیغات نخستین برای جلب مشتری به تنهایی برای اعتبار بلندمدت کافی نیست. برند یک پلتفرم بهطور ذاتی با رویکرد برندینگ آن و نحوه تعاملش با ذینفعان تعریف میشود. پلتفرمهایی موفقتر خواهند بود که از ابتدا تصویر صادقانهتری بسازند و هنگام عبور از دوره سودآوری، به حقوق مصرفکننده و کارگر بیتوجه نباشند. از سوی دیگر، سیاستگذاران باید ضمن بهرهمندی از ظرفیت پلتفرمها برای اشتغالزایی و کارآمدی بازار، مقرراتی ایجاد کنند که منافع عمومی را تضمین کند. ایجاد یک فضای توافقی که در آن شرکتها پاسخگو باشند، کارگران حق بیان اعتراض داشته باشند و مصرفکنندگان در انتخاب خود آزاد باشند، نیازمند پشتوانه حقوقی و فرهنگی است. در نهایت، چنانکه ILO اشاره کرده است، تضمین حقوق پایه کارگران (حق سازماندهی، حداقل دستمزد، ایمنی شغلی و…) بخشی از «جواز اجتماعی» هر کسبوکاری است[17]. اگر این اصل همواره مدنظر قرار گیرد، اعتماد عمومی به پلتفرمها حفظ شده و بحرانهای اعتراضی نیز کاهش خواهد یافت.
منابع: تحلیل حاضر برگرفته از مطالعات و گزارشهای داخلی و بینالمللی در حوزه اقتصاد پلتفرم و کار دیجیتال است[1][2][3][5][10][15][14][17][18][20][21][23].
[1] Ride-Sharing | Pros, Cons, Debate, Arguments, Gig Economy, Employees, Contract Work, & Transportation | Britannica
https://www.britannica.com/procon/ride-sharing-debate
[2] How Iran’s biggest taxi app survived U.S. sanctions and app ban – Rest of World
https://restofworld.org/2020/iran-indefatigable-version-of-uber/
[3] [4] Airdrops: The crypto shortcut to winning hearts and wallets – Creed Capital Crypto News | The Financial Express
[5] [6] [7] [8] Why do platform workers protest? | The iLabour Project
https://ilabour.oii.ox.ac.uk/why-do-platform-workers-protest/
[9] [10] [11] [12] The Gig Trap: Algorithmic, Wage and Labor Exploitation in Platform Work in the US | HRW
[13] Commission to review ride-sharing rules across the EU | Euronews
https://www.euronews.com/next/2025/05/23/commission-to-review-ride-sharing-rules-across-the-eu
[14] اعتراض رانندگان اسنپ و تپسی و تاکسی به رقیب تراشی شهرداری برای آنها!
[15] Iranians boycott ride-hailing app after hijab controversy | Women’s Rights News | Al Jazeera
https://www.aljazeera.com/news/2019/6/12/iranians-boycott-ride-hailing-app-after-hijab-controversy
[16] [17] [18] [20] [21] [22] [24] Digital platforms must recognize gig workers’ rights | World Economic Forum
https://www.weforum.org/stories/2020/03/digital-platforms-gig-workers-labour-rights/
[19] امضا کنید: کارزار درخواست بازبینی و افزایش نرخ کرایه تاکسیهای اینترنتی
[23] The feasibility of platform cooperatives in the gig economy – ScienceDirect
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S2213297X22000039